سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
44
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مانند عقد و ايقاع كه اشاره مفهمه از اخرس بجاى تلفّظ ديگران كفايت مىكند . قابل ذكر است كه چون در اقرار بزنا چهار مرتبه لازم مىباشد لاجرم اشاره اخرس نيز بايد همچون لفظ چهار بار صورت گيرد بلكه به طريق اولى اين عدد در آن بايد اعتبار گردد . و اگر حاكم از اشاره اخرس چيزى نفهميد لازم است مترجم اشاره وى را براى حاكم بازگو كرده و مقصودش را بيان نمايد . و در اين باب دو مترجم كفايت كرده و به بيش از آن نيازى نيست زيرا اعتبار مترجمين از باب شاهد بر اقرار بوده كه به دوتا اكتفاء مىشود نه آنكه شاهد بر زنا بوده تا در نتيجه لازم باشد تعدادشان به چهارتا برسد . قوله : و يكفى فى الاقرار به : ضمير در [ به ] بزنا راجعست . قوله : كغيره : يعنى كغير اقرار مثل باب عقود و ايقاعات كه لازم است اشارهاش مفهم يقين باشد . قوله : و يعتبر تعدّدها : ضمير در [ تعدّدها ] به اشاره راجع است . قوله : بطريق اولى : شايد وجه اولويّت اين باشد كه اشاره در دلالت بر اقرار اضعف از تلفظ است و وقتى در لفظ چهاربار لازم باشد در اشاره كه ضعيفتر است بطريق اولى ولى اين عدد بايد رعايت گردد . قوله : و لو لم يفهمها الحاكم : ضمير مؤنث [ لم يفهمهما ] به اشاره برمىگردد .